تبلیغات
بهترین سایت بدنسازی و مردان آهنین در ایران - مردان آهنین مهمانان اتو کشیده

منوی اصلی

ارسال پیام به مدیر سایت
صفحه اصلی سایت
RSS
ATOM

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبسایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مردان آهنین مهمانان اتو کشیده

4 ساعت با قوی ترین مردان ایران در گروه شوك
اتفاقات تلخ سال 90 که پیرامون قوی ترین مردان ایران شکل گرفت ما را به این فکر انداخت که چند ساعتی با مردان آهنین بنشینیم و با آنها گفت وگو کنیم تا در این گپ و گفت شناختی از مردان تنومند و قوی هیکل بیابیم. استقبال مردم از برنامه تلویزیونی«مردان آهنین» ما را بیشتر به تکاپو انداخت تا تلاش کنیم ضمن معرفی بیشتر این ورزشکاران به مردم، آنها را در بوته نقد و بررسی قرار دهیم. چنین شد که ظهر روز دوشنبه سه مرد اول رقابت های
     مردان آهنین به همراه داور با اخلاق این مسابقات ، نایب رئیس فدراسیون بدنسازی و زیبایی اندام و مدیر روابط عمومی این فدراسیون مهمان روزنامه و گروه شوک شدند.
     سه مرد قدرتمند ایران بیش از آنچه تصور می کردیم صمیمی و خوش اخلاق بودند. در حالی​که همیشه آنها را با لباس ورزشی​ دیده بودیم، ولی دوشنبه قوی​ترین مردان ایران خیلی شیک و با لباس اتوکشیده وارد ساختمان روزنامه شدند.
 مسلم دارابی که متولد سال 1360 است و این روز ها خدمت مقدس سربازی را سپری می کند به عنوان قوی ترین مرد ایران در پایان سال 90 و نوروز 91 انتخاب شد. او پس از سپری کردن 28 آیتم سخت و البته فرسایشی به این پیروزی دست یافت. مسلم متولد شهرصحنه از استان کرمانشاه است که با لهجه شیرین کردی می گوید:« در استان البرز زندگی می کنم»
     نعمت جلالی دوزدوزانی، متولد سال 1364 است. او که نایب قهرمان رقابت های مردان آهنین شد در پایان مسابقه از سوی مردم لقب «مرد اخلاق» این مسابقات را نیز کسب کرد. نعمت جلالی در کنار بدن تنومندی که دارد از اخلاق خوب و صمیمیتی خاص نیز بهره می برد و همین ویژگی ها بود که او را نزد مردم، دوست داشتنی و محجوب جلوه داد. نعمت متولد شهر دوزدوزان استان آذربایجان شرقی است.

حامد حق زارع متولد سال 1365 است. دیپلم حسابداری دارد و این روز ها دوران خدمت سربازی را می گذراند. او که نفر سوم رقابت های مردان آهنین است نسبت به مسلم دارابی و نعمت جلالی کمتر حرف می زند و بیشتر میدان گفت وگو را به قهرمان، نایب قهرمان، داور و نایب رئیس فدراسیون می سپارد.
     اما مهمانان رسمی تری نیز در این جمع بودند. فرامرز خودنگاه که دیگر شناسنامه رقابت های مردان آهنین محسوب می شود، یکی از این مهمانان بود. او که زودتر از همه به شوک آمد گلایه هایی داشت که در جای خود شنیدنی بود.
     مهمان دیگر ما سیدحسن افضلی، نایب رئیس فدراسیون بدنسازی و زیبایی اندام بود. ابتدا و انتهای مصاحبه اختصاص به او داشت تا ازورزشی که چند ماهی با هجوم برخی رسانه ها روبه رو شده است، دفاع کند. آخرین مهمان ما نیز محمدرضا نصراله زاده، همکار مطبوعاتی و مدیر روابط عمومی فدراسیون بدنسازی و زیبایی اندام بود که بخش بزرگی از هماهنگی های این گفت وگو را انجام داد.
     ***
    گفت وگو با صحبت های مسعود ابراهیمی، دبیر گروه شوک، آغاز شد. وی پس از تشکر از حضور ستاره های این روز های ورزش کشور، استقبال مردم از رقابت های مردان آهنین را استقبالی کم نظیر توصیف کرد و با اشاره به اتفاقات تلخ سال 90، لزوم معرفی صحیح ورزشکاران رشته آمادگی جسمانی را یادآور شد. پس از صحبت های دبیر شوک بحث با صحبت های سیدحسن افضلی رونق گرفت که در ادامه این گفت وگو می خوانید:
     افضلی: متشکرم از گروه شوک روزنامه که این فرصت را برای ما مهیا کردند تا از ورزش آمادگی جسمانی و از اقداماتی که انجام گرفته است، بگوییم. ما در این ورزش اخلاق را در اولویت برنامه های فدراسیون قرار داده ایم. من همیشه به همکاران و ورزشکاران گفته ام که از انتقاد استقبال کنید حتی اگر مطمئن باشید نقدی که بر شما می شود نقد غیر منصفانه یا غرض ورزانه است چرا که در هر نقدی راهی برای رفع اشکالات و کمبود ها وجود دارد و می تواند شخصیت ما را بسازد. به هرحال در یک سال گذشته برایمان دو اتفاق تلخ رخ داد و برای روح الله داداشی و قتل ناجوانمردانه او همه مردم ایران تاسف خوردند و در مقابل برای کاری که امیر قرایی انجام داده بود همه ناراحت و منزجر شدند اما این اتفاقات نادر ممکن است در تمام عرصه های ورزشی اتفاق بیفتد. در فوتبال آن اتفاق تلخ و زشت در ورزشگاه سردار جنگل رشت رخ داد، همین طور واقعه تلخ و تاسف باری در بازی روز یکشنبه ورزشگاه آزادی، به نحوی دیگر رخ داد و داور بازی را نیمه تمام گذاشت. در سالن های کشتی هم گه گاهی درگیری هایی رخ می دهد. این اتفاقات ناگوار را معمولاً چندان بزرگ جلوه نمی دهند ولی چون این ورزش فیزیک بندی خاصی دارد، تا اتفاقی می افتد انعکاس وسیعی پیدا می کند. مثلاً آقای دارابی با این هیکل وقتی در خیابان هم راه می رود توجه همه به او جلب می شود و شاید برخی فکر های دیگری هم بکنند. من همیشه به این بچه ها گفته ام که شما با این شرایط باید بیشتر در رفتار اجتماعی تان دقت کنید. در اخلاق و رفتارتان بیشتر توجه داشته باشید تا نگاه مردم به شما منفی نشود.
     شوک: این تذکر شما، تذکر درستی است ولی به​هرحال به اقدامات فرهنگی نیاز است.
    افضلی: ما هم به دنبال اقدامات فرهنگی هستیم. به سراسر کشور بخشنامه کرده ایم که برای ما در کنار قدرت بدنی، اخلاق گرایی هم مهم است یعنی در هر مسابقه که برگزار می کنیم ملاک ما اخلاق است اگر قهرمانی کاپ اخلاق را گرفت شرایط ویژه ای برایش در نظر می گیریم به همین دلیل هم امسال با همکاری صدا و سیما «مرد اخلاق» را در حین مسابقات انتخاب کرده ایم. البته ما به مسائل دیگری هم در بحث «مرد اخلاق» توجه داریم. بیننده فقط رفتار بیرونی ورزشکار را می بیند ولی ما در جریان زندگی، نحوه تعاملات اجتماعی ورزشکاران و احترام آنها به ارزش های شرعی و عرفی قرار داریم و طبعاً با این شناخت در مسابقات مان قوی ترین مردان را انتخاب می کنیم.
     در کنار این فاکتورها، اقداماتی هم انجام می دهیم. جالب است بدانید تمام ملی پوشان ما کارت اهدای عضو دارند و در مراسم خیریه پای ثابت هستند. با مراجع و علما دیدار می کنیم و مشاوره های اخلاقی داریم و ملی پوشان در کلاس هایی شرکت می کنند.
     شوک: ولی شما فقط با ملی پوشان که طرف نیستید به هر حال شما ورزشکاران بسیاری در سراسر کشور دارید.
     خودنگاه: ما 7 هزار باشگاه در سراسر کشور داریم که هیچ فدراسیونی صاحب این میزان باشگاه نیست.
     افضلی: برنامه های فرهنگی برای این ورزشکاران هم در نظر گرفته شده است. ما کلاس های آموزش مربی داریم که مربیان با اصول علمی این رشته آشنا می شوند.
    
     شوک: در این کلاس ها آیا آموزش می دهید. مربیان باید ورزشکارانی تربیت کنند که در کنار داشتن هیکلی قوی، اخلاق و منش پهلوانی هم داشته باشند؟
     افضلی: این کلاس ها برای آموزش های فنی و علمی است و بیشتر حول محور تمرین می چرخد اما در بحث فرهنگی اقداماتی انجام داده ایم و متذکر شده ایم که اخلاق تان را مثل اخلاق پهلوانان قدیمی کنید که مردم حتی ناموس شان را به آنها می سپردند.
     شوک: ولی به هر حال انتقادات رسانه ها در سال گذشته مطرح بود و...
    
    افضلی: بود ولی تا چه اندازه ای این انتقادات بر مبنای انصاف شکل می گرفت؟ یکی از سایت ها نوشته بود «آرنولدگرایی» و بعد هم ما را با ورزش زورخانه ای مقایسه کرده بود. در همین ورزش زورخانه ای چند سال پیش در گود زورخانه سه هزار قمه بالاو پایین می رفت. یعنی در تمام ورزش ها این اتفاقات می افتد ولی آنها دیده نمی شوند. متاسفانه حاشیه های ورزش ما بسیار بیشتر از فوتبال است چون اولاً با زور سر و کار دارد ثانیاً جمعیت تماشاگر بسیار زیادی هم دارد اما آیا غیر از چند نمونه انگشت شمار مشکل اخلاقی خاصی دیده شده است؟
     دارابی: فیزیک بدنی ما طوری است که بعضی فکرهای دیگری می کنند. عده ای که انصاف کمتری دارند به ما نگاه درستی ندارند و گاه حرف هایی می زنند که صحیح نیست. در بحث اخلاقی ما هم مثل سایر مردم هستیم و البته وقتی زور بیشتر شود باید تواضع هم بالاتر برود. پدر من همیشه می گوید: «انگار به سر مسلم وزنه 100 کیلویی بسته اند که همیشه سرش پایین است.» من همیشه بر این باور بودم که هرقدر سرمان پایین تر باشد به همان اندازه احترام ما نزد مردم بیشتر خواهد شد.
     شوک: تا حالااتفاق افتاده دوستی به شما مراجعه کند و بگوید می خواهیم با کسی دعوا کنیم شما هم بیایید؟
     دارابی: حتماً این اتفاق رخ داده ولی تا حالانشده من برای دعوا قدم بگذارم. اگر کسی با کسی مشکلی دارد می تواند برود از طریق قانون آن را حل و فصل کند نه از طریق زور و دعوا! من هر موقع چنین درخواستی شده از درخواست کننده خواسته ام مشکلش را از مسیر قانون پیگیری کند. اگر باور کنیم که مشکلات مان از مسیر قانونی حل می شود مطمئن باشید جامعه ای بهتر و سالم تر خواهیم داشت.
     ابراهیمی: من فکر می کنم فضا خیلی رسمی شده و طبعاً این رسمیت به دلیل حضور آقای افضلی و آقای نصراله زاده است. اگر موافق باشید ما این جوانان را تنها بگذاریم و به اتاق دیگری برویم تا گفت وگو از این رسمیت خارج شود.
     (با پیشنهاد دبیر شوک، ورزشکاران و خبرنگاران شوک تنها شدند تا گفت وگو شکل جدیدی به خود بگیرد)
     شوک: آقای خودنگاه گفت وگویی خواندیم که شما با ورزشکاران در طول مسابقه بدرفتاری می کردید!
     خودنگاه: خودشان اینجا هستند، از آنها می توانید بپرسید، من بدرفتاری نمی کردم. البته شرایط داوری ایجاب می کند که با کسی در مقام قضاوت صمیمی نباشم ولی این دلیل نمی شود که من بدرفتاری کنم.
     دارابی: ما که چنین چیزی را ندیدیم.
    خودنگاه: پس از مسابقات تا به امروز من بچه ها را ندیده بودم.
    دارابی: البته من زنگ زدم سال نو را تبریک گفتم.
    خودنگاه: بله! در همین حد چرا که اگر من با بچه ها صمیمی باشم فردا باید در داوری من شک کرد.
    
     شوک: چرا شما در مسابقات شرکت نکردید؟ اصلاً چه شد که داور شدید؟
    خودنگاه: سال اول در اول مسابقات من آمدم تا مسابقه بدهم. تست هم دادم، قبول شدم. مدعی قهرمانی بودم ولی چون داور نبود مرا به عنوان داور انتخاب کردند و همین مسئله هم باعث شد باشگاهم را مفت بفروشم چون اگر شاگرد داشتم آن موقع انتظارات عوض می شد و احتمال داشت در داوری ام تاثیر بگذارد. من نه شاگرد دارم، نه پودر و دارو می فروشم. نه به کسی برنامه می دهم و نه صمیمی می شوم چون باید در مسابقات عدالت را برقرار کنم.
    
     شوک: شما قبل از این ورزش های دیگری هم انجام داده بودید ؟
    جلالی: من 15 سال سابقه ورزش حرفه ای داشتم. وزنه برداری کرده ام ولی آن موقع فقط به حسین رضازاده بها می دادند و ما را نادیده می گرفتند شاید اگر به من هم موقعیت می دادند می توانستم رکورد رضازاده را بزنم ولی متاسفانه همیشه پشت خط ماندم. در 15 سال گذشته 10 ورزش را به صورت حرفه ای انجام داده ام و تقریباً در همه آنها موفق بوده ام ولی می خواستم دیده شوم، تلاشم دیده شود به همین دلیل دو سال است به این رشته آمده ام و از این مسئله رضایت دارم چراکه پشت خط هیچ کس نمی مانم.
     دارابی: من ورزش رزمی انجام می دادم ولی راضیم نمی کرد چراکه دوست ندارم حریفم انسان باشد. نه اینکه بد باشد، من دوست ندارم. به همین دلیل آمدم به این رشته، چراکه حریفم آهن و سنگ است نه انسان! برخی مطبوعات بدون اینکه شناخت داشته باشند مطالبی می نویسند که درست نیست. مثلاً می گویند چون هیکل شان درشت است غرور دارند در حالی که اصلاً چنین نیست. زمانی جوانان این مملکت رفتند و جان خودشان را فدا کردند، تردید نکنید اگر امروز جنگ شود همه ما در خط مقدم خواهیم بود ولی حالاکه جنگ تبلیغاتی و رسانه ای است و دشمنان برای تخریب نظام و مردم همه عوامل خود را به کار گرفته اند ما می توانیم با حضور در میادین ورزشی و کسب افتخار برای کشورمان به این تبلیغات خط بطلان بکشیم. من نمی دانم چرا در کشتی، فوتبال و ورزش های دیگر هر اتفاقی بیفتد طبیعی جلوه می دهند ولی برای ما چون هیکل مان درشت است غیرطبیعی می شود؟ نمی دانم چرا؟ شاید چون درآمد آنها بالاتر است، ماشین های مدل بالاسوار می شوند ولی ما به یک پژو قناعت می کنیم و جزو اقشار متوسط جامعه هستیم.
     خودنگاه: ما امسال بی حاشیه ترین مسابقات را پشت سر گذاشتیم. البته یک سایت به دروغ از درگیری و حاشیه خبر داده بود ولی هیچ درگیری نبود این نشان می دهد که ورزش ما به بلوغ رسیده، حالادر این بلوغ می خواهند فدراسیون ما را به انجمن تبدیل کنند. فدراسیونی را که هفت هزار باشگاه دارد، می خواهند انجمن کنند ولی فدراسیونی که 20 نفر هم عضو ندارد باید همچنان به کارش ادامه دهد.
     شوک: بحث را عوض کنیم، حامد حق زارع خیلی ساکت است، از خاطرات مسابقات بگو!
    حق زارع: مسابقات که همه اش خاطره است، من سومین سال بود که در این مسابقات شرکت می کردم. سال اول در دور مقدماتی حذف شدم. سال دوم هشتم شدم و امسال به مقام سومی رسیدم.
    
     شوک: یعنی خاطره تلخی نداشتی؟
    حق زارع: چرا! روز فینال رباط صلیبی پایم پاره شد و نتوانستم توانایی هایم را نشان دهم.
    
     شوک: یعنی اگر این اتفاق نمی افتاد قهرمان می شدی؟
    حق زارع: قسمتم بود که سوم شوم حالاباید جراحی کنم و دوباره برگردم.
    
    شوک: پس مسابقات آینده را از دست می دهی؟
    حق زارع: بله، ولی شما بنویسید سال 93 فقط برای قهرمانی می آیم.
    
    شوک: ورزش پرخرجی هم دارید؟
    دارابی: آقا دست رو دل ما نگذار!
    
    شوک: مثلاً برای غذا خوردن شما روزانه به اندازه حقوق یک کارمند خرج می کنید؟
    خودنگاه: نه دیگه تا این حد!
    دارابی: در پشت صحنه آن چیزی که نشان داده اند درست نبود، مثلاً از 6 پرسی که دیدید یک پرس آن میگو بود، شما که آدم معمولی هستید با چند پرس میگو هم سیر نمی شوید!
     حق زارع: وعده های غذایی شاید زیاد باشد.
    شوک: یعنی هیچکدام از شما اینقدر غذا نمی خورید!
    خودنگاه: ببینید، مسلم وعده های غذایی زیادی دارد ولی در هر وعده آنقدر که فکر می کنید غذا نمی خورد ولی نعمت جلالی زیاد غذا می خورد.
     جلالی: شایعه است آقا.
    خودنگاه: قضیه دیزی را بگو!
    جلالی: چیزی نبود که! کلاً فقط هفت پرس دیزی خوردم!
    
    شوک: هفت پرس؟! با چه انگیزه ای این همه دیزی خوردی؟
    جلالی: بله، هفت پرس! انگیزه خاصی نبود با یکی از دوستانم کل کل کردیم و من برای اینکه کل را نبازم هفت پرس دیزی خوردم!
    
     شوک: بعداً اتفاقی که نیفتاد؟
    جلالی: نه بابا برای ما عادی است!
    
    شوک: حالاخرج و مخارج این همه خوردن را چگونه تامین می کنید؟
    جلالی: بسختی!
    حق زارع: مشکل هم دقیقاً همین جاست، این چیزها را که نمی بینند.
    دارابی: در این زمینه مشکل داریم و مسئولان هم چندان به فکر نیستند، نه تنها به فکر نیستند بلکه فدراسیون را هم می خواهند به انجمن تغییر دهند.
    
     شوک: می توانید باشگاه تاسیس كنید؟
    حق زارع: پولش را از کجا بیاوریم؟
    شوک: اتفاق افتاده ورزشکاران برای آیتم های مسابقه پیشنهاد بدهند؟
    
    جلالی: بله! من خودم پیشنهاد دادم در یکی از قسمت ها میله وزنه ها باریکتر شود، به هر حال تجربه وزنه برداری ام می گوید این میله ضخیم است.
     خودنگاه: البته این پیشنهاد رد شد چون زورآزمایی قوی ترین مردان با وزنه برداری فرق می کند. در مسابقات جهانی ضخیم تر از این هم است!
    
     شوک: ما در مسابقات جهانی مدعی هستیم؟
    (همه می خندند)
    
    شوک: سوال بدی پرسیدم؟
    خودنگاه: ما امروز می توانیم ادعا کنیم در مسابقات جهانی از همه بهتر و قوی تر هستیم. آیتم های ما سخت تر است و دیگر چنین نیست که آنها بهتر از ما باشند!
    
     شوک: یعنی اگر مسابقه بدهیم می توانیم عنوان قوی ترین مرد جهان را از جکینز امریکایی بگیریم؟
     خودنگاه: ما دو بار تا حالاقهرمان شده ایم!
    
    شوک: در ایران یا خارج از ایران؟
    خودنگاه: در همین مسابقات جهانی کیش!
    شوک: مهم این است که خارج از کشور قهرمان شویم.
    خودنگاه: تردید نکنید امسال این اتفاق می افتد ضمن اینکه در همین مسابقات کیش هم ما با قدرت به مقام قهرمانی رسیدیم.
    
     شوک: واقعاً؟
    خودنگاه: امسال می بینید که واقعیت دارد یا خیر؟! ما قرار است در مسابقات آرنولد کلاسیک که معتبرترین مسابقات جهانی است شرکت کنیم، آنجا جکینز اول شده و یک لهستانی دوم که شاگرد «ماریوس» معروف است ولی شک نکنید امسال باید این مقام ها را به ما تحویل دهند. قبلاً در مسابقات جهانی، نفر پنجم ایران، چهارم شده بود و من ادعا می کنم اگر آنها در مسابقات مردان آهنین ما شرکت کنند حتی نفر پنجم ما را هم نمی توانند پشت سربگذارند.
    
     شوک: این کری بود؟
    خودنگاه: اصلاً ! در مسابقات جهانی 8 تا 10 آیتم در طول یک روز انجام می شود ولی در مردان آهنین، ورزشکار باید حداقل 28 آیتم را در یک مسابقه فرسایشی انجام دهد. این آمادگی بدنی فوق العاده ای می خواهد.
    
     شوک: ولی ما زمانی خیلی عقب بودیم؟
    خودنگاه: بله، ولی حالابه شرایط خوبی رسیده ایم. یادم می آید سال اول که من و محراب فاطمی راهی مسابقات جهانی شدیم در بخش گوی های 180 کیلویی فکر کردیم که آنها واقعی نیستند. یک شب من رفتم گوی ها را پیدا کردم، با محراب امتحان کردیم دیدیم واقعی هستند. طفلک محراب فاطمی تا صبح خوابش نبرد، فردا که برای مسابقه رفتیم دیدیم حریفان یک ماده ای به ساعدشان می زنند، پرسیدیم گفتند چسب است، بنده خداها کلی کمکمان کردند و به ما چسب دادند! ولی حالامسلم دارابی به راحتی 200 کیلو را بلند می کند، تازه گوی 200 کیلویی یکی دیگر راهم می خواهد بردارد!
     دارابی: در بخش گوی ها، من گوی خودم را بلند کردم دیدم یکی دیگر روی زمین است خم شدم بلند کنم که آقای خودنگاه اجازه نداد و گفت که این گوی رقیب است!
     شوک: یک بحثی که وجود دارد، بحث لباس پوشیدن شماست، اصلاً لباس و کفش اندازه تن شما وجود دارد؟
     جلالی: شما هم فقط داغ دل ما را تازه می کنید، آخر شما آدم اینقدری دیده اید که برایش بخواهند لباس هم بدوزند؟
     حق زارع: در این زمینه مشکل ما چند برابر می شود، برای خرید لباس یک هفته باید وقت بگذاریم!
    
     شوک: هنوز هم معتقدید قوی ترین مرد جهان باید از شما باشد نه وزنه برداری؟
    خودنگاه: بله! ببینید در قوی ترین مرد جهان سه پارامتر مطرح است؛ سرعت، قدرت و استقامت. در المپیک سرعت برای یک کنیایی است، بهداد سلیمی عزیز قدرتمند است و در استقامت هم فکر کنم باز یک کنیایی اول است در حالی که مسابقات قوی ترین مردان هر سه پارامتر را یک جا دارد.
    
     شوک: سرعت کدام یک با سرعت کنیایی برابری می کند؟
    خودنگاه: به این کنیایی یک وزنه 50 کیلویی بدهید اگر توانست باز هم سریع بدود ، آن موقع! در حالی که قوی ترین مردان با وزنه 200 کیلویی می دوند.
     دارابی: من حاضرم در دوی صد متر رکوردگیری کنم تا ببینید چقدر سرعت داریم.
    
    شوک: ورزش های دیگری به شما پیشنهاد نشده؟
    دارابی: چرا؟! ولی نمی گویم چه ورزشی تا قطعی شود، ضمن اینکه بچه ها پنجه های قدرتمندی دارند و در جودو واقعاً می توانند موفق باشند.
     خودنگاه: سر همین پنجه های قدرتمند نعمت جلالی دو سال محروم شده است!
    
    شوک: واقعاً؟!
    جلالی: بله! یک همکار عکاس شما وقتی وزنه بردار بودم آمد و گفت دست مرا فشار بده، من هم فشار دادم دستش شکست، به همین خاطر دو سال محروم شدم!
    
     شوک: پیشنهاد سینمایی نداشتید؟
    دارابی: من پارسال پیشنهاد داشتم صحبت هم کردیم، ولی به همکاری نرسید.
    جلالی: من قرارداد یک فیلم را بسته ام و قرار است بازی کنم.
    دارابی: باور کنید بازیگری خیلی سخت است، ادعا می کنم بازیگری از بلند کردن وزنه 200 کیلویی هم سخت تر است، من قبلاً فکر می کردم کاری ندارد، ولی وقتی برای فیلم رفتم دیدم خیلی سخت تر از ورزش های ماست.
    
     شوک: راستی حالاکه می خواهیم غذا بخوریم رکورد دار خوردن غذا بین شما چه کسی است؟
     خودنگاه: مجتبی ملکی! او در هر وعده توانایی دارد 13 پرس غذا بخورد. مسلم هم رکورددار بیشترین وعده غذایی است.
    
     شوک: وزنتان چقدر است؟
    دارابی: 150 کیلو
    جلالی: 60 کیلو
    (همه می خندند)
    
    شوک: وزن زمان تولدت را نپرسیدیم، وزن الانت چقدر است؟
    جلالی: لو رفتم، 145 کیلو هستم.
    حق زارع: من از همه کمترم؛ 135 کیلو.
    
    شوک: هیچ وقت آرزو داشتید به این نقطه برسید؟
    دارابی: من خیلی دوست داشتم، حتی یکبار از پشت مرحوم روح الله داداشی را دیدم، آنقدر ذوق کردم که به همه گفتم. یک بار هم خواب دیدم همه بزرگان ایران در خانه ما هستند، تعبیرش را پرسیدم، گفتند روزی آنقدر معروف می شوی که همه ایران تو را می شناسند.
     شوک: پس خوابت تعبیر شد!
    دارابی: نه هنوز!
    حامد حق زارع: من دوست داشتم، ولی هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم به اینجا برسم.
    جلالی: من فکر می کردم در رشته های دیگر بتوانم توانایی هایم را نشان دهم، ولی قسمت بود اینجا مطرح شوم.
    
     شوک: آقای جلالی، شما مرد اخلاق هم شدید؟
    جلالی: بله و از لطف مردم تشکر می کنم، این عنوان برایم حتی از قهرمانی هم باارزش تر و مهم تر است، از همه مردم ایران که به من رای دادند متشکرم، از مردم آذربایجان و بویژه شهرستان دوزدوزان هم سپاسگزاری می کنم و امیدوارم فرزند لایق این دیار برای ایران باشم.
    
     شوک: مسئولان شهرتان از شما حمایت می کنند؟
    دارابی: من که از مسئولان زادگاهم، چیزی ندیدم.
    حق زارع: من تشکر می کنم، از ما در کرج تقدیر شد.
    جلالی: شهردار دوزدوزان لطف کرد و دستور داد
    به​عنوان پاداش تمام مالیات من را شهرداری پرداخت کند من هم متشکرم.
    
    شوک: به عنوان سوال آخر، واقعیت دارد که شما از آب می ترسید؟
    جلالی: فقط من می ترسم، یک خاطره بد دارم به همین دلیل نه شنا یاد گرفتم و نه به استخر و دریا می روم.
     پس از پایان گفت​وگو قوی​ترین مردان ایران هدیه مشترک خود را که توسط روزنامه ایران و شرکت
     بانی​اسپورت تدارک دیده شده بود به انتخاب خود از این فروشگاه ورزشی دریافت کردند.

منبع:
روزنامه ایران، شماره 5051 به تاریخ 23/1/91، صفحه 22 (شوك امروز)

درباره وبلاگ

برای تبادل لینک ابتدا ما را با نام*بدنسازی و مردان آهنین*لینک کنید سپس ما را خبر دهید تا شما هم لینک شوید. برای یافتن مطلب مورد نظر خود از کادر جستجو پایین استفاده کنید.در صورت خرابی لینکها از فرم نظرات اطلاع دهید تا اصلاح شود با تشکر.
مدیر وبلاگ : رونی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان